یه عدد در نظر بگیر، ببین فقط پیش خودت نگهش داریا، تو ذهنت باشه، فقط خودت بدونی، به هیچکس نگیها، فقط خوده خودت!
حالا اونو ضربدر ... کن، هرچی شد پیش خودت باشه، باشه ؟ حالا با ... جمعش کن، ببین، جوابش رو به من نگیها، حالا دوباره تو ... ضربش کن، با این یکی تقسیمش کن، و .....
یالا به من بگو جوابش چند شد ؟
آها، یه لحظه صبر کن، ببین، تو عدد ... رو تو ذهنت داشتی، همون عددی که اول در نظر داشتی اینه، دیدی تونستم ذهنت رو بخونم، نه نه، بهت یاد نمیدم، اینکارا خوب نیست، بعدن یاد میگیری، وقتی بزرگتر شدی
پ.ن: کلاه سرش گذاشتیم شاید! شایدم کلاه سره خودمون میزاشتیم!
پ.ن: عجب بازیهایی داشتیما، چقد باهال بودن، ای ول، جمع تفریق شده بود بازی، نیدونم چرا یهو یاد این افتادم! دقیقن بعد از فیلم BoogyMan موقعی که لامپ اتاقم سوخت یاده این افتادم! برای بار سوم در هفته لامپ اتاق سوخت، دمش گرم !!!
+
نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387 ساعت 23:21 توسط جاوید
|