تبليغاتX
من‌ها
این من من‌ها را می‌نویسد یا من‌ها من را، من نه منم !


من‌ها








از نور آموختم ؛

كه سكوت كنم ...

و از سكوت ؛

كه پذيرا باشم ...

راهی طولانی در پيش است ...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388 ساعت 19:17  توسط جاوید  | 


طعمش‌ تلخ‌ بود. تلخي‌اش‌ را دوست‌ نداشتيم...نمي‌دانستيم‌ كه‌ دواست. دواي‌ تلخ‌ترين‌ دردها...نمي‌دانستيم‌ معجون‌ است! معجونِ‌ انسان‌ شدن...گمش‌ كرديم. شيطان‌ از دستمان‌ دزديد! بي‌طاقت‌ شديم‌ و ناآرام. دهانمان‌ بوي‌ شكايت‌ گرفت‌ و گلايه...‌

و تازه‌ فهميديم‌ نام‌ آن‌ اكسير مقدس، نام‌ آنچه‌ از دستش‌ داديم، «صبر» بود...

ديگر عزم‌ آهني‌ و طاقت‌ فولادي‌ نداريم، ديگر پاي‌ ماندن‌ و شانه‌ سنگي‌ نداريم. انگار ما را از شيشه‌ و مه‌ ساخته‌اند. براي‌ شكستن‌مان‌ توفان‌ لازم‌ نيست. ما با هر نسيمي‌ هزار تكه‌ مي‌شويم. ترك‌ مي‌خوريم. مي‌افتيم، مي‌شكنيم، مي‌ريزيم‌ و شيطان‌ همين‌ را مي‌خواست!

خدايا، ما را ببخش، اين‌ تعريف‌ انسان‌ نيست. ما ديگر ايوب‌ نيستيم...

از اينجا تا تو هزار راه‌ فاصله‌ است. ما اما چقدر بي‌حوصله‌ايم. ما پيش‌ از آنكه‌ راه‌ بيفتيم، خسته‌ايم. از ناهموار مي‌ترسيم، از پست‌ و بلند مي‌هراسيم، از هر چه‌ ناموافق‌ مي‌گريزيم...
شانه‌هايمان‌ درد مي‌كند، اندوه‌هاي‌ كوچكمان‌ را نمي‌توانيم‌ بر دوش‌ كشيم،ما زير هر غصه‌اي‌ آوار مي‌شويم، توي‌ سينه‌ ما جا براي‌ هيچ‌ غمي‌ نيست...
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 مهر1388 ساعت 20:57  توسط جاوید  | 


در همه ی خواب هایم همان خانه را می بینم

همان دیوارها و همان اتاق ها، با پنجره های بسته ای آن بالا

کاری تمام نشده انتظار مرا می کشد ...

کاری که عمر کفاف تمام شدنش را نخواهد داد

که تا تمام نشود، زندگی نمی آید ...

در همه ی خواب هایم همان خانه را می بینم

همان باغچه و همان بام

برگشتم تا کاری را تمام کنم

نشد ...

گم شدم میان دالان هایش

بی زندگی برگشتم

و مرگ هنوز نیامده است ...

در همه ی خواب هایم

مرگ در می زند ...!
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 مهر1388 ساعت 0:26  توسط جاوید  | 



دوست دارم درخت باشم
زیر سایه ابر بازی کنم
درمیان برگهایم
روزنه نور را جاری کنم
دوست دارم درخت بودم
با نسیم می رقصیدم
ریشه می زدم درمیان زندگان
فریادم پنهان با باد در دشت جاری بود
وشاخهای نازکم زیر نور ماه زیبا بود
سایه ام خنکای ظهر تابستان بود
کاش مهربانیم به اندازه درخت تنها بود

 

----

از خودم نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388 ساعت 8:32  توسط جاوید  |