چندی پیش بود، شاید چند روز پیش، یک هفته پیش یا بیشر، تنها خونه بودم، خسته از خوندن کتابهای قطور که تنها برای محاسبات خلق شدهاند و قبل از محاسبات، تنها فهمیدن خواسته سوال، سوال حل شده پیش روی داشتی. هیچکس خونه نبود، یک لیوان چایی هم نبود، شاید تا نیم ساعت دیگه اعضای خونواده میومدن، پس چایی دم کردن فکر خوبی بود، لحظهای استراحت از درس، و سپس نوشیدن یک لیوان چایی ...
یخچال رو باز کردم، این ماهیها، ماهیهای مخصوص به سیخ کشیدن، پاک شده و آماده، یک سیخ، آنطرف آشپزخانه، و یکی از این ماهیها، جالب به نظر میرسید ...
زیر درخت خرما، آنجا که مقداری نمناک است، گربهای دراز کشیده،گربهای که چندیس در حیاط خانه ما زندگی میکند و اکنون بچههایی دارد، دو بچه گربه کوچولو، این گربه مدتهاست با ما دوست شده، و اینبار، به نظر مثل همیشه گرسنه بنظر میرسید، آره، یه ماهی کوچولو میخواست، کافی بود برم یخچال و یک وعده غذا هم برای گربه آماده کنم
ماهی رو در دهن گرفت، و رفت، آره، گربه یه مادر بود، بچههاش منتظر، و این گربه، همیشه پس از سیر کردن شکم بچههاش، خودش میومد و همونجا دراز میکشید، و غذای خودش رو میخورد، و میخوره، آخه هنوزم هست، هنوزم زیر همون درخت خرما، میاد و دراز میکشه، با چشمهای سبزش و بدن لاغرش، همون گربهای که تا چندی پیش، خیلی تپل بود، شاید پس از بزرگ شدن بچههاش، دوباره همون گربه تپل و چاق بشه، شاید دوباره، خودش هم غذا بخوره، آخه همیشه میترسه، شاید چند دقه دیگه که بچههاش صداش کردن، غذایی نداشته باشه و خودش غذاها رو خورده باشه، شاید به همین دلیل باشه که با وجود غذا، این گربه هنوز لاغره
پ.ن: امتحان دارم، باید حسابی درس بخونم، ولی خوب، تو این اوضاع، درس خوندن کمی سخت شده، نگرانیها، سختیها، کارها، اخبار و ....، اتفاقات اخیر رو میگم ............. ...... .....
پ.ن: الان رفتم ببینم گربه هستش یا نه، ولی نیستش، عصری ازش عکس میگیرم و اینجا میزارم
پ.ن: اسمش گربست، یعنی ما گربه صداش میکنیم، بهش میگیم گربه، خودش متوجه میشه
پ.ن: گربه به زبون محلی بوشهری میشه گلی
پ.ن: صبح رفتم یه امتحان دادم، هر چند این امتحانه رو به عنوان امتحانات حساب نکردم، به هر حال مسیر رفت و برگشت و یک ساعت و نیم جلسه امتحان، باید استراحت کنم، و سپس بشینم سر درسام، البته ابتدا نهار بخورم، پس تا بعد
** اینو هم بگم، تابستونتون مبارک، شاید افرادی که در شهرهای دیگه زندگی میکنن الان تابستونشون باشه، ولی اینجا، بیش از ۳ ماه هستش که تابستونه، و زیر پرتاب باد کولر، خنک میشیم
+
نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388 ساعت 13:57 توسط جاوید
|