دو خط موازی، همان که وقتی خطی این دو خط رو قطع کنه کلی یادگار باقی میگذارد، همان که پیشترها در دبستان گفتند این دو خط هرگز همگر را قطع نخواهند کرد، دو خطی که با هم تعریف میشدند و با هم معنا میشدند!
صدای معلم هنوز فریاد میزند "این دو خط موازی هیچگاه همدیگر را قطع نمیکنند! هیچ گاه به هم نمیرسند!" آن موقع که ان را میکشد رو تخته سیاه، بلکبورد شده امروزه، و در سطحی بالاتر وایتبرد و در سطحی دیگر لابراتور موجود است و دیگر سطوح با شما!
جادهها را طی میکنی، خطوط سفید رنگ و موازی جاده در انتها همدگیر را قطع نمودند، از همانروزها یاد گرفتم که شاید یکدگر را قطع کنند، شاید به هم برسند!
بزرگتر که شدیم، سالهای دبیرستان که یادتان است، همان اینفینیتی (بینهایت) را یادتان میآید، همان آقایان و خانمهایی که ریاضیات و وابستهها را درس میدادند و میدهند، همان که گفت و یا گفتند، این دو خط در بینهایت یکدگر را قطع خواهند کرد، این بینهایت کجاست ؟در کهکشانها؟ بینهایت چه عددی میتواند باشد ؟ بینهایت رو با یک جمع کنیم چه شود ؟!
بازگویی میکنم، این دوخط، دوخط موازی را گویم، در دوردستها، مقدارش معلوم نیست، شاید نزدیکتر از آنچه که فکرش را مینمایی، به هم خواهند رسید! همان باور کودکی، باور داشتیم!
این دو خط، شاید من، ما و آرزوهایمان باشیم! ما و یه هدف، ما و....
هرچند در دوردستها، اما مهم رسیدن به مطلوب، رسیدن به باورهامون، زمان و مکانش فرا خواهد رسید، ما باور داریم، ما نه، اینجا من باور دارم، و آیا تنها باور یا زمانهایی که طی میکنیم چه؟ آری، تک تک لحظههامان و کارهایمان سرانجام مطلوب است، پایان و یا آغازی برای مطلوب، توکل نیز لازمست و ....
یه روزی، یه جایی، یه کسی، یه چیزی، یه جوری، صبر داشته باش، صبر داشته باش.
راه هرچند دشوار، صعود را ادامه بده، قله در یک قدمی توست! ( میتونی با هلیکوپتر بری اون قله رو فتح کنی ولی نابود میشی، تا با شرایط قله سازگاری نداری، بایستی راهش رو درس بپیمایی تا یاد بگیری )
منبع: دوهفته نامه موفقت - همش رو تغییر دادماااا
پ.ن: سکوتم، نگاهم به آسمان، و زنگی از نور، روزها نوره خورشید و سایههای ابر، و شبها، تاریکیه شب و ترس آن، کدام ترس ؟ همراه با نوره زیبای ستارههای آسمان! و آن بالا، هدفت و زیبایت را میبینی
+
نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387 ساعت 9:35 توسط جاوید
|