سلام سلام
ای بابا، نشد که بخوابم دیشب، البته الان هم بیدارم، درس و مشق و زندگی، ولی دیشب یه چیز دیگه بود، هوا گرم بود یا بدن من بد عادتی کرده ؟ چقدر خارش هم داره، عجب گرماییه، کمرم که ای بابا، خوابم میاد، ولی نمیشه
صبح شد دیگه، تاسوعاست، خدایا، یخچال رو زیرو رو کردم، فایده نداشت، قرصام تموم شده بود، یعنی داروخونه ها بازن الان ؟ بی خیالش شم ببینم چی میشه! نه فایده نداره، ماشین رو روشن کردم برم بیرون ببینم داروخونه باز هست آيا
خدا رو شکر، بجا یکی دوتاشو نوشه جون کردم، الان ۳ روزه طاقتم رو بریده، نمیشه ازش کنار کشید، یه متخصص هم که نمیرم من، بعدن میرم حتمن
حالا ادامه ماجرا
شخصیت های دیگه رو با رنگهای قرمز، سبز، مشکی مینویسم، خودم رو با آبی، افکارم رو با رنگ صورتی، پس گم نکنین !
- آخیش، خدا خیرشون بده، روزه تاسوعا هم به فکر مردمن، راحت شدم میشینم به درس و مشقم میرسم
- جاوید تو تا سن ۳۰ سالگی برسی بدترین بیماریها رو میگیری
-سکوت.
- خیلی عوارضش زیاده
- میدونم، مهم نیست، الان تقریبن ۵ ساله، شاید بیشتر، پولدار شدم میرم یه دکتره خوب
- الان میخواد بگه خوب میرفتی دکتر، آخی، هیچ وقت فکر نکرد و حرف زد
- دکتر گوش که رفتی، بت گفتم پوست هم برو ولی گفتی نمیخواد
- ای بابا، کی میشه وقتی میخوام برم جایی بتونم خودم برم تا خودم راحت تصمیم بگیرم ؟ یه هفته پیش بهشون خبرمیدی من میخوام خودم برم اینجا یه سری کارا هم دارم انجام بدم، ولی باز میگن مارو ببر خونه دیبلی اینا خودت برو، به موقش که میرسه همه چیز یادشون میره،بیخیال
- از دکتره درمونگاه خوشم نمیاد، آدم میتونه بره مطب خیلی قشنگ و تمیزتر
- دکتری که تو درمونگاه میشینه بهترین دکتر بوشهره
- آره تعریفش رو زیاد شنیدم
- خوشم نمیاد برم درمونگاه، آدم شخصیتش خورد میشه
- تو مشکل داری
- نه بابا من مشکل ندارم، درمونگاه مشکل داره، تا الان رفتی درمونگاه ؟
- آره، خیلی رفتم !
- جدی میگی بابا؟ کی ؟ شاید برات فرقی نداشته باشه چجوری سره نوبتاشون میزنن تو سروکله هم، شاید واست فرقی نداشته باشه که آدمای جلوت مثل وحشین میپرن به همدیگه، شاید مهم نباشه اونجا کجاست، چرا اونجایی، و چرا باید صبح ساعت ۴ پاشی بری درمونگاه اسمت رو روی کاغذ چسبیده بنویسی بعدش تا ساعت ۹ منتظر باشی دکتر بیاد، بعدش هم میتونی به حال این مردم گریه کنی هم بخندی، هیچی مهم نیست، من نمیخوام با تو یه جمعی باشم که هیچی ازشون خوشم نمیاد!
- خوب من از آدمایی که میان و میرن خوشم نمیاد، چیزی هم نیست، بعدن میرم دکتر اگه شد که بشه خوب بشم
- باید پرهیز کنی، اونروز که من رفتم دکتر یه دختره قبله اینکه بره تو بش گفتم این کارو کن اون کارو کن اتفاقن دکتره هم بش همین چیزا رو گفت
- به به، چرا نرفتی دکتر شی، چقدر هم خوب بلدی، دکتره هم شاید یکی مثل تو، میگم یه متخصص میخوام نه یه کلاهبردار
- آنتی هیستامین زیاد ضرر نداره، بزار تو گوشیم نیگاه کنم، مشکل گوارشی، تنفسی، ریوی، کلیوی، حلق و گوش، خوابآلودگی و تمرکز حواس
- جاوید گوشت که مشکل داره همین قرصستاا، اینم از عوارضش
- دلیلش رو میدونم این نیست، خونریزی داخلی داشته
- ببین اینجا نوشته مشکل همینه، یعنی گوشه تو هم به همین دلیل مشکل پیدا کرده
- انسان درخت رو نابود میکنه، اگه درختی دیدیم افتاده هیچ علتی نداره بجز اینکه انسانی به ریشش تبر زده، متاسفم برا مغز کوچیک هر دوتاتون، بابا نیستش به حرفاتون گوش بده کمی گیر بده و شما راضی نشین
- گوشه من سال سوم دبیرستان خونریزی داشت و ساله پیش هم همینطور، علتش رو میدونم به شما هم ربطی نداره
- میخندم کمی
- جاوید چی میگه ؟
- هیچی بابا، میگه به ماها ربطی نداره
- بعدن میرم دکتر، خدا کنه خوب شم، اجازه نمیدم همچین امراضی منو از پا در بیارن، البته جایی باشه که یه دکتر باشه، نه کسی که به موبایلش نگاه بندازه و پاسخگو باشه، بشینم متلب رو کار کنم فلن
----
الان که دارم مینویسم اینو دستم بشدت درد داره، میگن سرما برات خوب نیست، پوشوندم دست راستم رو، ولی بشدت درد میکنه، مداد رو هم تا چن دقه پیش گرفته بودم دستم درد میگرفت! بعضی وقتا وقتی به دستم نیگاه میکنم، جای عمل، ۸ تا سوراخی که تو استخونم ایجاد کردن و من اون پیچای درونش رو حس میکنم چه خنده داره این روزگار، ای بابا بی خیال
عاشوراست
کمی از امام حسین بگیم
چیزی که ازش بجا نزاشتن، نه خاطرات خوبش رو، نه قهرمانیاش رو، نه خوبیاش رو، نه عقایدش رو و نه چیزایی که میخواست برای ما بجا بزاره، همه رو نابود کردن و تنها یه چیزی گذاشتن، عذاداری و اشکی ریا مانند بر روی گونه ها که شاید از هر چند صد نفر یک نفر گریه کند، آن هم همان یک نفری که وقتی نام امام رو میشنوه نمیزنه زیره گریه بعد ازش بپرسی چرا گریه، ولی جوابی نداره، اون شخص شخصیه که افتخار میکنه به وجود امام، به اعتقاداتش و به معنای واقعی حرکت امام رسید! اون شخص فردا صبح ظهر و شب منتظر نیست تا همنوعش رو زیره مشت و فحش بگیره تا زودتر سره پاتیل نذر ( کدوم نذر ) برسه! اون شخص شخصی نیست که تنها یک لحظه نامی رو بشنوه و سپس با شنفتن بوی غذا همه چیز رو فراموش کنه و پیش بسوی چنگ با همنوع برای رسیدن به مطلوبش یعنی غذا
امام حسین، مارو، سادگی و حماقت ما رو ببخش
به امید تو، فلن، یا علی!
+
نوشته شده در چهارشنبه 18 دی1387 ساعت 2:38 توسط جاوید
|