شنبه 28/7/86
آره خوب، تولدم مبارک، اولین نفری که بهم تبریک گفت 20 مهر بود که یکی از دوستای گلم بود ( من اگه به دوستام بگم گلم یا به اسمشون پسوند –َم رو اضافه کنم یعنی بهترین دوستمه ( مثلن جاویدم) ، این دوستام هم زیاد نیستن، خیلی دوستای خوبی هستن )، گفت تولدت مبارک، آخه اون روز تولد خودش هم بود و من از صبح تا شب اذیتش کردم، فکر کنم بدترین روزی بود که تو عمرش داشته، خوب من بدم دیگه، چیکار کنم، ولی اون منو بخشید، الکی بهش نمیگم گلم که. بعد از اون یه وبلاگنویس زرنگ بود که اومده بود وبلاگ و تاریخ تولدمو دیده بود و بهم تبریک گفت، و 27 مهر هم یه دوست گلم دیگم، که واقعن گله، واسم یه کارت پستال قشنگ فرستاد، خیلی قشنگ بود، هنوزم دارمش، با این کارش کلی منو خوشحال کرد. و اما ساعت 00:01 بامداد 28 مهر بود که دوست گلم ( همون اولیه ) واسم sms فرستاد و گفت تولدت مبارک گربهی لوس پرروی من، خیلی خوشحال بودم که اون تلافی نکرده، خیلی گله دیگه، از همون ساعت تا ساعت 24 همینطوری واسم sms میفرستاد و بهم تبریک میگفت و اما من چیکار کردم، فردا صبحش دوباره ناراحتش کردم، من نمیدونم چیم شده، خیلی آدم بدی شدم، بدبخت جاوید. ولی دوستم باز منو بخشید، همین شنبه هم نامزدیش بود، که منم بهش تبریک گفتم ( خدا کنه خوشبخت شه ).
خوب بیایم همون 28م، عجب روزی بود، nتا sms از دوستام بهم رسید و این روز رو بهم تبریک گفتن. و اما مغربی، چند نفری مونده بودن که بهم sms نداده بودن، چهار نفر ( خودمونیما، همین روز تولد یکی از این چهار نفر هم بود که من بهش تبریک نگفته بودم )، مغربی همونی که تولدش بود واسم smsی یه کیک فرستاد و تبریک گفت و منم همون موقع بهش تبریک گفتم، بعد هم یه نفر دیگش، اما دو نفر دیگه که باید بهشون دوتا دیگه رو هم به دلایلی اضافه کرد هیچی نگفتن، مثه اینکه یادشون نمونده بود، خوب اشکال نداره.
اما این روز خیلی خوب بود واسم، میدونین چرا؟ آخه یه دوست گله دیگه هم به این جمع اضاف شد، اینم مثه اونا گله، خیلی خوبه، همون روز هم بهم تبریک گفت، آخه منو از قبل میشناخت ولی هنوز دوست گله من نشده بود. ولی حالا گله.
تا الآن سه تا دوسته گل نوشتم، پس کو مختارووو، من بهش نمیگم گلم، نمیگم مختارم، آخه خیلی دوسش دارم، کجایی مختاروو که بیای و اینو بخونی ( همراه با سه تا دوست گله بالایی ). خودمونیما بهم تبریک گفته ولی قراره که پنجشنبه یه چیزی واسم بخره، البته اگه بخره، خیلی خوبه این مختاروو، من همیشه بهش میگم مختاروو یا مخی تکتوک، زیاد نمیاد نظر بده، هر وقتم میاد به اسم رز نظر میده.
ولی هنوز منتظرم یه نفر بیاد و بهم تبریک بگه. نمیدونم بیاد یا نه.
خب همتون دوستای خوب منین ولی بازم این چهارتا گلن، همشون خوبن، و اینکه همشون هم میدونن با کی هستم، یعنی خودشون میفهمن وقتی اینو بخونن. یه وقتم نگین تبعیض قایل شدم که اسم مختاروو رو نوشتم و اونا رو ننوشتم، آخه الان مختاروو پیشم نشسته و نذاشت که بنویسم دوسته گلم.
امروزم هم یکی از دوستام به دوست گلم تبدیل شد.
خبر برسونم که خیلی حال میده آدم دوستای گل زیادی داشته باشه.
+
نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386 ساعت 0:13 توسط جاوید
|