تبليغاتX
من‌ها
این من من‌ها را می‌نویسد یا من‌ها من را، من نه منم !


من‌ها








می‌خواستم بخندم

هیچ‌کس نبود


آینه خواب رفته بود روی شانه‌ی دیوار

سر پنجره به ماه گرم بود


می‌خواستم بخندم

هیچ‌کس نبود


روباه سفیدی که عاشق موسیقی بود - سارا محمدی اردهالی


پ.ن: چه سرگرم این کتاب شدم .....

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 بهمن1388 ساعت 2:37  توسط جاوید  | 


از مقابل آینه دور شد

که تکه‌های شکسته‌اش هنوز می‌ریخت بر زمین

 

به سمت آشپزخانه رفت

باند را برداشت

دور دست خونی‌اش پیچید

 

پنجره‌های خانه‌اش لبریز از شب

به سمت ایوان رفت

تا دور دست چراغی نمی‌سوخت

و صدای گرگ‌ها و سگ‌های هار پیچیده بود

در سراسر ِ چشم انداز و اطراف ِ خانه‌اش

باید قدم در راه می‌گذاشت!

 

رضا چایچی - بوی اندام سیب

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 بهمن1388 ساعت 11:1  توسط جاوید  | 


خم می‌شود در مهتابی

تا لباس صورتی‌اش را بردارد از سبد

و پهنش کند بر بندِ رخت

خدایا،مهتابی ِ روبرو را از من نگیر

رنگ ِ صورتی و

خطوط ِ سپید ِ خم شده را.

بوی اندام سیب - رضا چایچی

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 بهمن1388 ساعت 9:50  توسط جاوید  | 


جیب‌هایت را پر کن

از سپیده و آفتاب

وقتی به دیدار کسی می‌روی

که در گودترین جای شب

در انتظار ِ توست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 بهمن1388 ساعت 20:3  توسط جاوید  | 


می خواهم یک صفحه
سپید داشته باشم
بالای ان بنویسم
باران دیشب بارید
باران دیشب از اسمان نبارید
باران زیبا نبود
از چشمان همسایه بارید
از چشمان رفتگر بارید
ازچشمان مادر بارید
از...
هوا سرد بود
هواسرد است شمال کشور برف است
جنوب
غرب
شرق....
نه خبر راست است
شکی نیست
اری این بار گوینده زنده است
ودر زنده بودن خود سخت پنهان است
خبری از ترس نیست
مرهم درد ما سایه ای از مرگ نیست
همت ما نسیم ارام نیست
میزند
می شکافد
می درد
هرچه که بی ریشه است

 

پ.ن: از خودم نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 دی1388 ساعت 12:23  توسط جاوید  | 


دلا محیا شو
محرم حسین می آید ...
ندای مکتب انسان پرورش به گوش آید ...
دلا محیا شو
که کاروان حسین رهسپار سوی خداست ...
ز مردگی به درآ !
تا تو را بیاموزد
چگونه
بودن را ...
چگونه
مردن را ...
.
.
.
التماس دعا ...
+ نوشته شده در  جمعه 4 دی1388 ساعت 0:20  توسط جاوید  | 


گفت با هر سختي، آساني ست

با هر رنج، شادي

در دل هر غم، نشاط

راست مي گفت او ...

و من

تا نرنجيدم نخنديدم ...!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388 ساعت 16:18  توسط جاوید  |